1. SKIP_MENU
  2. SKIP_CONTENT
  3. SKIP_FOOTER
  • آخرین بروزرسانی: یکشنبه 25 فوریه 2018. برابر با یکشنبه, 06 اسفند 1396

مشروطه نوین

فلسفه خوشی در نزد خیام

  در جمع زمانه، عمر انسان «یکدم» بیشتر نیست و وقتی‌که این یکدم بگذرد، انسان در زمان نیستی با آنان که «هفت هزار سال» است که مرده‌اند، سر بسر می‌شود. «خوشی» باید شامل این «یکدم عمر» باشد. پس سراسر عمر فرد فرد انسان‌ها بازمان شمار زندگانی که سنجیده و مقیاس شود «یکدم» است. ولی این «یکدم» خود از لحظات حال متشکل است که هرلحظه‌اش جز در بستر خوشی نباید گذر کند.

بیشتر بخوانید ...

نقطه آغاز فرهنگ استعماری از اروپا

  بازشناسی فرهنگ ایران، پژوهش صرف و کندوکاو در احوال گذشتگان نیست، چیزی فراتر از آن است. ما لفظ بازسازی را به جرأت در این مورد استعمال می‌کنیم، اما نفس عمل به‌خودی‌خود بازسازی نیست زیرا فرهنگ را نمی‌توان یک‌شبه بازسازی کرد، این کار به قرن‌ها فرصت نیازمند است. آنچه مراد ما است شناختن هر عنصر فرهنگی ایرانی که شاید هزاران هزار باشند و به هم اتصال دادن مجدد موزاییک‌های نامنظمی است که دست حوادث روزگار و جبر زمانه از ظرف عظیم «فرهنگ» ایرانی ساخته است و آن را به شکل کوزه‌ای سفالین و لب‌پریده شبیه ساخته است.

بیشتر بخوانید ...

فرهنگ ایرانزمین - فرهنگ و تمدن ایرانی چه قدمتی دارد؟

  در قرن 18 پیش از میلاد که زردشت در رصدخانه گنگ دژ به کار رصد خورشید مشغول بود، جهان ایرانی و فرهنگ آن کهنه بود. در آن زمان ایرانیان سراسر جهان شناخته‌شده را زیر پا گذاشته و کشف کرده بودند که شهرستان نیمروز (نصف‌النهار) درست در میان جهان باستان در نیمکره شمالی است و آن را برای رصد برگزیده بودند و فرهنگی ایرانی در سراسر فلات ایران و اطراف آن انتشاریافته بود از آن قرن به بعد جنبش تازه‌ای با آمدن دین بهی در میان ایرانیان پدیدار گشت و اقوام ایرانی برای گسترش «شهر خدا» به سرزمین‌های دوردست تاختند و فرهنگ خود را تا سوریه و مصر گسترش دادند. علم حساب و ستاره‌شناسی و پزشکی به پیشرفت‌های بزرگی رسیده بود و زبان پارسی به پایگاه رفیعی نائل گردیده و خط الفبایی (اوستایی) ایرانیان پایه پیشرفت آینده فرهنگ در جهان شد. درواقع هنگامی‌که کورش در 539 قبل از میلاد کشور بابل را تصرف کرد، جهان کهنه بود؛ اما فرهنگ ایرانی باروحی تازه در پی «نو ساختن» (فراش کرد) جهان آمده بود. قبل از آنکه فلات بزرگ به نام «ایران» خوانده شود، مردمانی در آن زیست می‌کردند که با آمدن اقوام آریایی در حدود 3000 هزار سال قبل از میلاد مسیح، یا از بین رفتند و یا در میان آریاها مستحیل گشته و فرهنگ بسیار باستانی خود را به آنان دادند. ازاین‌رو قدمت فرهنگ و تمدن ایرانی به قبل از هجوم آریاها به فلات ایران بازمی‌گردد و قدیمی‌ترین نمونه یافته‌های باستان‌شناسی مربوط به 8000 سال پیش‌ازاین تعلق دارد (یافته‌های ایلام و تپه سیلک و در دامغان). مردان شمالی (آریاها) که به فلات مرکزی رسیدند و آن را موطن خود قراردادند، فرهنگ کهنی نیز به همراه آوردند که از میان یافته‌های مکتوب آن تنها «زند اوستا» به دست ما رسیده است که پیشامد گشودن ایران را با افسانه‌های آریایی آمیخته و در «یشت» ها نشان داده است، همان افسانه‌هایی که بعدها مورداستفاده فردوسی قرار گرفت و «شاهنامه» یعنی تاریخ و فرهنگ ایرانیان باستان را بر اساس آن سرود.

بیشتر بخوانید ...

فرهنگ ایران و برخورد آن با سایر فرهنگ‌ها در طول تاریخ

  مجموعه‌ای که به نام فرهنگ ایران می‌شناسیم حال کارگاه تاریخ است و از روی که آریاها پا به فلات ایران گذاردند تا به امروز، یک سیر تکاملی را طی کرده است. درواقع عناصر متشکله و هسته‌های اصلی این فرهنگ دائماً پربارتر و غنی‌تر شدند و در برخورد با تمدن آشور، کلده، ایلام، بابل از آنان گرفتند و به آنان دادند و بالاخره آن‌ها را در خود مستحیل ساختند. در برخورد با تمدن یونانی (هلنیستی) نیز همین فرایند جریان داشت، بدون آنکه هسته‌های اصلی فرهنگ ایرانی نابود شود و بالاخره با حمله اعراب به ایران، با دین اسلام پیوند یافت و دین نوبخشی از مجموعه فرهنگی ایران گردید که حاصل آن، تمدن اسلامی بود که به این نام معروفیت یافته ولی عناصر اصلی و مثبت آن به مشاء ایرانی بازمی‌گردد. این کارگاه سترگ فرهنگ‌سازی همواره مانند چرخ‌وفلکی پویان بکار برده و در ادوار مختلف، نتایج شگرفی ببار آورده است که اوج آن را پس از اسلام، در خلافت عباسی مشاهده می‌کنیم. سکون و رکود که برای هر فرهنگی مرگ‌آور است، هیچ‌گاه در فرهنگ ایران رخ نداده است و توقف ظاهری کنونی نتیجه یورش فرهنگ اروپا است که به‌قصد انهدام آمده است.

بیشتر بخوانید ...

فرهنگ ایران‌زمین

  از دیرزمانی «تاریخ» یا «فرهنگ» ایران مترادف با جریان سیاست و حکومت ایران گشته است و آنچه از این الفاظ به ذهن متبادر می‌شود، کشورگشایی‌ها و نبردها و شکسته‌ای ایرانیان است. این جریان به‌خودی‌خود عقیم و ناقص می‌باشد و علت آن، عدم پرداختن روشنفکران، دانش‌پژوهان و تاریخ‌نویسان ایرانی به موضوعات اصلی فرهنگ ایران بوده است و آنچه کهن موضوعات اصلی فرهنگ ایران است بسیار کم و به‌ندرت توسط ایرانیان موردبررسی و پژوهش قرار گفته و ازاین‌جهت شناخت و آگاهی هم‌وطنان ما نسبت به سرگذشت پدرانمان و حماسه مبارزه روزانه آنان برای برپاساختن تمدن ایرانی ناقص است.

بیشتر بخوانید ...

برگه درخواست عضویت
ایمیل دبیرخانه حزب
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

با ما همراه باشید

آخرین مقالات درج شده جدید

مشروطه ایرانی و گفتمان ملی…

22 بهمن و خیزش مردم ایران…

تلاش بیهوده حجاریان…

هفدهم ماه دی، روز زن در ایران…

بیانیه جبهه ایران‌گرایان در پشتیبانی از تظاهرات گسترده مردم در ایران…

مقالات دگراندیشان جدید

مشکل، مردم ایران نیستند؛ رژیم جانی‌شان است…

قیام ملی نقاب (نجات قیام ایران بزرگ)…

آیت‌الله مایک؛ آمریکاییِ مسلمان‌شده‌، رئیس جدید میز ایران سازمان سیا…

ایران را چرا باید دوست داشت؟…

در باغ وحش آخوندها!…

مقالات هم‌اندیشان جدید

بحثی در مقوله رفراندوم درخواستی و بیانیه پانزده اصلاح‌طلب پشیمان…

آیا هدف روسیه تبدیل ایران به یک «حکومت اقماری» است؟…

مارتین لوتر: مردی که به قرون‌وسطی فرمان ایست داد…

تشدید «جنگ سرد» در مناسبات آمریکا و ایران…

جشن مهرگان، تجدید پیمان با مهر و روشنایی…